کد مطلب: 21284

«خبرسراسری» گزارش می‌دهد:

«عدالت اجتماعی» حلقه مفقوده سه دولت اخیر

اکنون مسئله عدالت به بحران عدالت تبدیل شده است بحرانی که دیگر با وعده و وعید درست نمی شود و جامعه صرفا منتظر دیدن یک عمل مشخص و نتیجه بخش از سوی دولت برای نزدیک شدن به این مفهوم گمشده است.

گروه سیاست سایت خبرسراسری: عدالت به عنوان یک مفهوم گمشده در سراسر تاریخ بشر همواره به عنوان یک وعده ی اجماع ساز به کار رفته است از جمله در کشور های خاورمیانه که این مفهوم تاکنون چندان به نتایج خوبی نرسیده است و همواره فقدان آن برای مردم در تمامی طبقات اجتماعی احساس شده است.در دولت های پس انقلاب از زمان دولت احمدی نژاد این واژه دوباره شنیده شد؛از زمانیکه هواداران اندک او در زمان ثبت نام وی در انتخابات ریاست جمهوری 84 در وزارت کشور شعار می دادند«ظلم و فساد و تبعیض،احمدی نژاد به پا خیز»تا زمانیکه به ریاست جمهوری دست یافت و همواره این واژه از دهان او نمی افتاد و اقداماتی نمایشی نیز در این زمینه از جمله پرداخت یارانه و برخی کالاها به مناسبت های مختلف نام او را با پپولیسم عدالت طلبانه پیوند زد؛پپولیسم و اقداماتی که نه تنها به گسترش عدالت کمک نکرد بلکه با ایجاد بستر های فساد زا،رانت و تورم باعث ایجاد فاصله طبقاتی عمیق تر و نارضایتی در میان طبقات متوسط و فرودست شد.از سوی دیگر زمانیکه وعده و شعار های عدالت طلبانه احمدی نژاد به نتیجه نرسید و جامعه با زیان انباشته و بی عدالتی بیشتر به دولت بعدی راه یافت دیگ عنصر اعتماد نیز میان مردم در خصوص قبول وعده های اقتصادی دولت ها به شدت کاهش یافت.

حسن روحانی نیز دولت خود را در چنین وضعیتی بدست آورد زمانیکه مردم از داغ بی عدالتی بشدت آزرده بودند و دولت احمدی نژاد به اعتماد آن ها در قبول شعار های عدالت طلبانه ضربه سنگینی زده بود ضربه ای که همراه با گسترش حاشیه نشینی ما را به وضعیت کنونی رساند.در دولت روحانی نیز با وجود اینکه سیاست های اقتصادی از سوی نئولیبرال ها تعیین می شد و مفهوم عدالت در میان شعار های دولت چندان پررنگ نبود اما جامعه به واسطه ی رسیدن به یک عدالت اقتصادی و بهبود وضعیت معیشتی در راستای به نتیجه رسیدن برجام به حمایت از روحانی پرداخت و مفهوم عدالت در این دوره نیز بصورت غیرعلنی به نوعی شعار اصلی دولت بود هرچند دولت روحانی نیز با شکست برجام نتوانست انتظارات مردم در این زمینه را بهبود بخشد و رشد حاشیه نشینی در پایان دولت دوم روحانی به 16میلیون نفر رسید.آماری بسیار خطرناک که نتایج اجتماعی آن به مرور زمان با گسترش این طبقه عیان خواهد شد. بسیاری از فعالان اقتصادی و کارشناسان اقتصاد معتقدند که مسئله گسترش فقر و افزایش مناطق فقیرنشین در حاشیه شهرهای بزرگ ایران نیز نتیجه سیاست‌گذاری‌های متمرکز توسعه شهری و عدم توجه کافی به اشتغال‌زایی در شهرستان‌ها و روستاهای کشور است در حالیکه همواره روسای جمهور در ایران به اشتغال زایی و تولید در روستا ها توجه کلامی بسیاری داشته اند.

مردم خسته و در جست‌وجوی عدالت گمشده دولت روحانی را نیز پشت سر گذاشتند و دیگر نسخه اقتصادی نبود که در جامعه ایران تجربه نشده باشد،همین مسئله باعث سرگردانی جامعه و گم کردن سر نخ ها و راه حل ها برای دستیابی به عدالت شد و در این بین ابراهیم رئیسی با نهایت شعار در جهت مفاهیم عدالت طلبانه به صندلی ریاست جمهوری رسید و مردم انتظارات قابل توجهی از وی نسبت به حرف های خودش داشتند زیرا رئیسی با شرکت در انتخابات 96 نیز وعده هایی به جامعه داده بود که حالا آن وعده ها و شعار های 1400 با هم به گردن او افتاده بود.در همین راستا ابراهیم رئیسی نخستین اقدامات خود را در حوزه اقتصاد به نمایش گذاشت و جراحی اقتصادی را به عنوان طرح اصلی دولت اجرا کرد.طرحی که تاکنون نه تنها به نفع طبقات متوسط و فرودست نشده و عدالت اجتماعی را گسترش نداده بله موجب بی عدالتی بیشتر،تورم،گرانی و رانت های قابل توجهی شده است که همان اندک اعتماد مردم به دولت نیز دچار چالش شد و حالا با بحران دولت داری مواجه شده ایم بحرانی که در نتیجه وعده های بی نتیجه روسای جمهور شکل گرفته و دیگر مردم حرف های اقتصادی را از روسای جمهور نمی پذیرند حتی حمایت جامعه از برجام نیز چندان به واسطه دسترسی دولت به پول نیست بلکه مردم با امید دسترسی خودشان به بازار های جهانی و ورود پول به صنایع کشور و صادرات به برجام امید بسته اند وگرنه دولت ها پیش و پس از برجام مشخصا تاثیری در معیشت مردم نداشته اند بلکه این خود مردم بوده اند که از فرصت های پسابرجامی استفاده کرده اند.

حالا مسئله عدالت به بحران عدالت تبدیل شده است بحرانی که دیگر با وعده و وعید درست نمی شود و جامعه صرفا منتظر دیدن یک عمل مشخص و نتیجه بخش از سوی دولت برای نزدیک شدن به این مفهوم گمشده است.

 

آنچه دیگران میخوانند

دیدگاه تان را بنویسید