کد مطلب: 20965

«خبرسراسری» گزارش می‌دهد:

دولت هاشمی چه مسیری را طی کرد؟

هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری خود توانست به بازسازی گسترده خرابی‌های جنگ بپردازد و البته روابط خارجی ایرانِ پس از انقلاب را با کشورهای مختلف بهبود بخشد.

گروه سیاست سایت خبرسراسری: این روزها صحبت های جدیدی از اختلاف راست سنتی و اخلال آن ها در برنامه های هاشمی رفسنجانی شنیده می شود اختلافاتی که تا پیش تر مطرح نبود و تصور عموم جامعه ی سیاسی ایران بر این بود که متحد اصلی هاشمی رفسنجانی در دو دولت او راست سنتی و رقیب و مخالف جدی اش چپ های خط امامی بودند اما حالا صحبت های جدیدی از این دسته بندی به گوش می رسد. برای درک بهتر عملکرد هاشمی باید مقداری فضای آن دوران که هاشمی ریاست جمهوری را تحویل گرفت بازآفرینی کنیم.

با روی کار آمدن دولت هاشمی در سال68، کشور یک جنگ طولانی را پشت سر گذاشته بود، جنگی که پایان اش یک اتفاق خوب برای توسعه کشور بود اما چالش هایی سنگین تر از خود را به جا گذاشت.هاشمی رفسنجانی مسئول بازسازی کشور شده بود،کشوری که خزانه ای خالی و خرابی های بسیار داشت و در نقاطی هم که خرابی ها کمتر بود امکانات عمومی شهر به شدت دچار مشکل شده بود و هاشمی باید زندگی میلیون ها ایرانی را دوباره بر پا می کرد و برای این ایده نیازمند سرمایه های عظمی بود که در داخل کشور وجود نداشت و با توجه به اختلافات خارجی در آن سوی مرز ها نیز افق روشنی دیده نمی شد.در این زمان هاشمی یک تصمیم بزرگ گرفت و آن ایستادن مقابل تمام نظرات اقتصادی و بعضا سیاست خارجی پیش از خود بود که در همین راستا شروع به مذاکره با کشور های اروپایی از جمله آلمان کرد و با اخذ وام و جذب سرمایه ایده های خود را به اجرا گذاشت.هاشمی برای این اتفاق نیازمند اقتصادی باز و آزاد بود تا سرمایه های موجود در گردش بی وقفه به رشد نسبی کشور کمک کند و او نیز طرح های توسعه محورانه خود را به مرور به اجرا بگذارد.

 اما این نظرات اقتصادی و طرح های عمرانی مخالفینی جدی داشت مخالفینی که در دوران جنگ با ایده های سوسیالیستی در اقتصاد صحنه ای سخت را ساخته بودند که البته آن ها نیز برای اداره جنگ چاره ای جز آن دیدگاه  نداشتند اما پس از جنگ ماجرا فرق می کرد و راه و رسم دیگری می طلبید که این راه و رسم جدید مورد قبول چپ های خط امامی که حالا از تمام امور کنار زده شده بودند نبود و جبهه ای از منتقدین داخلی مقابل هاشمی صف کشیدند که بخشی از آن ها در رسانه های مکتوب و بخشی نیز در دانشگاه ها و دیگر نهاد ها طرح های هاشمی را ضد مستضعفین و در راستای سرمایه داری جهانی تحلیل می کردند و همین شعار ها و فضاسازی ها باعث شد روند کاری هاشمی تا حدودی دچار چالش گردد.از سوی دیگر در انتخابات سال 72 نیز اتفاقی جدید مقابل هاشمی قرار گرفت که شاید چندان تصوری از آن نداشت و آن کاندیداتوری احمد توکلی در مقابل هاشمی با 4میلیون رای بود!توکلی موفقیتی به دست نیاورد اما به هاشمی یادآوری کرد که تمام جامعه نیز با او همراه نیستند و سردار سازندگی رقیبانی از جنس خودش نیز دارد.هر چند احمد توکلی در دسته بندی سیاسی بخصوص در آن دوران دارای یک ابهام است و نمی توان او را بطور مشخص راست سنتی نامید اما به هر حال آن گروه هایی که از توکلی در مقابل هاشمی حمایت کردند دیگر تماما چپ های خط امامی نبودند و از دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی شاهد بروز اختلافات جدی تری در اداره کشور هستیم اختلافاتی که با هاشمی به پیش آمد و امروز شنیده می شود که راست سنتی در آن دوران مقابل اجرا طرح های او ایستاده بود که خارج از منطق هم نیست زیرا چپ های خط امامی امکان اجرایی برای اخلال در برنامه های دولت را در دست نداشتند اما کسانی در کنار هاشمی و پشت سر او این امکان را داشتند که ضمن هواداری ظاهری و سیاسی از رفسنجانی موانع قابل توجهی را برای وی ایجاد کنند.

هاشمی در دوران ریاست جمهوری خود ضمن ایرادات قابل توجه در هر صورت توانست یک خاک جنگ زده را به شهر هایی برای سکونت تبدیل کند و روابط خارجی بخصوص با کشور های منطقه را بهبود بخشد که بخشی از این دستاورد ها در دولت خاتمی بروز و ظهور پیدا کرد.از جمله ارتباط با عربستان که همواره اعراب آن را مدیون اقدامات هاشمی می دانستند.نکته قابل توجه دیگر در مورد ایده های او تقابل دولت های بعدی تا همین امروز با تمامی نظرات هاشمی است اگرچه برخی دولت ها در ظاهر سیاست های اقتصادی هاشمی را دنبال می کردند اما طرح های توسعه تهیه شده در دولت او که وعده یک کشور توسعه یافته و پیشرفته را در سال1404 می داد هرگز اجرا نشد.

آنچه دیگران میخوانند

دیدگاه تان را بنویسید