کد مطلب: 20072

شهید بهشتی شخصیت معیار و تراز انقلاب اسلامی ایران است

رییس بنیاد امید ایرانیان نوشت: بهشتی آنچنان بزرگ بود که بنیانگذار ِ فقید ِانقلاب (ره)، از تعبیر ِ منحصر بفرد «بهشتی ک ملت بود برای ملت» استفاده کردند، از این رو می‌توان شخصیت و اندیشه آن شهید والامقام را به عنوان شاغول انقلابی‌گری در دوران‌های مختلف دانست.

به گزارش سایت خبر سراسری به نقل از ایسنا، محمدرضا عارف در یادداشتی که به مناسب چهل و یکمین سالگرد ترور آیت‌الله سید محمد حسینی بهشتی و ۷۲ عضو حزب جمهوری اسلامی منتشر کرد، نوشت:

«یاد و خاطره شهدای هفتم تیر، بالاخص، شهید مظلوم، آیت الله دکتر بهشتی را گرامی می دارم.

پرداختن به شخصیت شهید بهشتی به عنوان  شخصیت ِ معیار و تراز ِ انقلاب اسلامی ایران، برای بازنمایی ِ انقلابی‌گری اصیل و شناخت ِ انحراف از انقلاب، تحت هر عنوانی، بالاخص انقلابی‌نمایی و انقلابی‌گری ِ تهی از اصول انقلاب برای سیاست مداران، انقلابیون، روحانیون، مردم و به خصوص جوانان،  بیش از هر زمانی لازم است.

بهشتی آنچنان بزرگ بود که بنیانگذار ِ فقید ِانقلاب (ره)، از تعبیر ِ منحصر بفرد «بهشتی ک ملت بود برای ملت» استفاده کردند، از این رو می‌توان شخصیت و اندیشه آن شهید والامقام را به عنوان  شاغول انقلابی‌گری در دوران‌های مختلف دانست.

بهشتی از سویی دانش آموخته مکتب ِ عقلانیت محور ِشیعه در حوزه علمیه  قم و از شاگردان ِ برجسته  امام خمینی (ره) بود، از سویی دیگر، علاوه بر حکمت اسلامی،  اندیشه و فلسفه  غربی را آموخت؛ از این رو می‌توان گفت که ایشان درک و فهمی عمیق و بسیط از مبانی اندیشه‌های  سنتی و مدرن، داشت. دانش و بصیرتی عمیق که شجاعانه و متفکرانه، آن شهید بزرگوار را به سمت و سوی نظریه  تشکیل  حکومتِ جمهوری اسلامی که در آن حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش به رسمیت شناخته شده و اراده  ملت، هیچ تضاد و تنافری با دیانت به روایت ِ تشیع علوی و مذهب ِ جعفری و فقه شیعی نداشت.

در منظومه  فکری شهید بهشتی، انقلابی‌گری به مثابه  پیروی از اراده  جمهور و اکثریت ملت، دوری از هر گونه استبداد و خودکامگی و سازگاری حقوق شهروندی، استقلال و آزادی با دیانت و شریعت، معنا یافته است. آن مبارز مجاهد، به عنوان  حامی بزرگ مستضعفان و محرومان، بسیار می‌کوشید که نماد و نمود ِ تفکر اصیل ِ انقلابی باشد از این رو در دوران ِ استقرار ِ جمهوری اسلامی ایران، کوشید تا به اصول و آرمان‌های انقلاب وفادار بماند و گذر از جنبش به نهاد، به تغییر شخصیت و عدول از مواعید ِ عصر انقلاب، توسط وی نینجامید.

با وجود هجمه‌های گسترده از سوی افراد و جریان‌های مختلف، به واسطه  بصیرت ِ نظری ِ عمیق، شجاعانه در برابر ناملایمات و انحرافات، قد علم کرد و به نماد و نمود ِ انقلابی اصیل، تبدیل شد؛ جایگاهی اصیل که انقلابی نمایان ِ سطحی نگر را ابتدا به سوی ترور شخصیت و سپس به سوی ترور ِ فیزیکی ایشان، رهنمون ساخت.

از عجایب روزگار ِ ما آن است که همفکران ِ بهشتی بزرگوار و میراث داران ِ فرهیخته  جمهوری اسلامی به روایت ایشان، به میزانی که وارث فرهیختگی، نجابت و شرافت آن رادمردند، میراث دار مظلومیت ایشان نیز می باشند و این مسئله جای بسی تأسف و تأثر دارد.

امروز و در آستانه چهل و کمین سالگرد شهادت بهشتی مظلوم،  انقلاب و جمهوری اسلامی بیش از هر زمان ِ دیگر به آموختن از مشی و مرام و اندیشه‌های بزرگانی چون بهشتی و مطهری (ره)، نیازمند است. اگر استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، آرمان بزرگ ِ انقلاب اسلامی بود، انقلابی‌گری ِ منهای آن اصول، هر چه باشد انقلابی‌گری نیست. انقلاب‌گری، بیش از هر چیز، اعتقاد راسخ و التزام به حق حاکمیت ِ جمهور ِ ملت، به رسمیت شناختن ِ آزادی و برابری، استقلال در برابر غرب و شرق ضمن ِ تعامل سازنده با جهان بر اساس احترام متقابل و پیروی از اصول ِ حکمت، عزت و مصلحت است.

از طرفی دستگاه ِ قضایی ِ جمهوری اسلامی، بیش از هر زمانی می‌تواند و می بایستی از مشی و مرام ِ فقیه متفکر و مبرز ِ فقید، آیت الله شهید بهشتی، به عنوان  اولین رئیس قوه  قضاییه  جمهوری اسلامی ایران، بیاموزد. استقلال ِ قضا و عدالت قضایی، از تعلقات ِ جناحی، کی از ممیزات ِ شهید ِ مظلوم انقلاب بوده است. بر جمهوری اسلامی ایران، به عنوان  ِ حکومت ِ برآمده از مذهب ِ عدل بنیانِ تشیع، فرض است که دستگاه قضایی اش، از مولفه‌های عدالت محور و عقلانیت بنیان ِ سنت ِ سترگ ِ حوزه‌های علمیه در مسیر عدالت و عقلانیت، مملو گردد و با روزآمد سازی و. زمینه و زمانه پروردگی قوانین، دستاوردهای بشر در حوزه  حقوق مدرن را مد نظر قرار دهد.

ضمن استقبال و تمجید از اصلاحات ِ قضایی ای که ریاست محترم ِ قوه  قضاییه، در ک سال اخیر در دستور کار قرار داده اند، ایشان و مجموعه  محترم قوه را به سیاست زدایی روزافزون از حوزه  قضا، غنی سازی ِ عرصه  قضاوت با بهره گیری از نخبگان ِ دانشگاهی، بهره گیری از دانش ِ بشری در حیطه  حقوق بشر، رها سازی عرصه  قضا از حیطه  امر برخی نهادهای امنیتی، فرا می خوانم. در این راستا ضابطین قضایی هم باید در چارچوب وظایفی قانونی خود عمل کنند و قضات محترم نیز در صدور رای باید استقلال خود را حفظ کرده و تحت تاثیر توصیه و حتی فشار هیچ نهادی قرار نگیرند.

بی شک، جمهوری اسلامی ایران در دهه  پنجم حیات خویش، برای تثبیت و ارتقای خویش، نیازمند ِ روزآمد سازی روز افزون است و قوه قضائیه، با وفاداری به آرمان‌های انقلاب اسلامی و بهره گیری از دانش و دستاوردهای بشری و حفظ استقلال ِ حداکثری خود در برابر نهادهای سیاسی و امنیتی، می‌تواند توسعه  قضایی را به عنوان  ِ فصل ِ مهمی از توسعه  ملی ایران اسلامی عزیز، در دستور کار قرار دهد.

میدان داری قوه  قضائیه در پرونده‌های مختلف، مانند مسئله حصر، بر اساس اصول و رویه‌های حقوقی و دوری از غلبه  جناح گرایی و نگرش‌های سلیقه ای، می‌تواند در احیای جایگاه والای این قوه، نقشی اساسی داشته باشد.

یقین دارم که حل و فصل مسائلی چون مسئله  حصر، محیط زیستی‌ها و... و نیز غنی سازی قضاوت با اصول اخلاق اسلامی، همچون رأفت و عطوفت، در ترمیم ِ شکاف ملت و حاکمیت و افزایش ِ سرمایه  اجتماعی و اعتماد به جمهوری اسلامی ایران، رفع ِ اتهامات وارده از سوی مخالفان جمهوری اسلامی و متزلزل ساختن پروژه ای که جمهوری اسلامی ایران را حکومتی ضد حقوق بشر معرفی می‌کند، تأثیری عمیق خواهد داشت.

آنچه دیگران میخوانند

دیدگاه تان را بنویسید