کد مطلب: 21032

یک‌سالگی دولت/ محبعلی در گفت‌وگو با «خبرسراسری»:

مسئولان احیای برجام خود مخالف برجام بوند!

قاسم محبعلی در گفت‌وگو با سایت «خبرسراسری» گفت: می توان در ابتدا گفت کسانی که در دولت جدید مسئولیت ها را به عده گرفتند و قرار بود برجام را احیا کنند کسانی بودند که مخالفین برجام بودند و این برداشت را داشتند که می توانند بدون برجام کشور را اداره کنند.

گروه سایت سایت خبرسراسری: یکسال از دولت رئیسی گذشت و وعده های سیاست خارجی او نیز مانند وعده های اقتصادی اش در محل سوال عمومی قرار گرفت و جامعه در یک سردرگمی محض نسبت به آینده سیاست خارجی کشور صرفا تماشای رویکرد های غیرشفاف دولت است.رئیسی در سه محور ارتباط با شرق،ارتباط با غرب و ارتباط با کشور های منطقه تلاش هایی صورت داده است اما نتیجه این تلاش ها مشخص نیست تا چه حد موفقیت آمیز بوده است.

قاسم محبعلی،کارشناس روابط بین الملل،در آغاز درباره رفتار های سیاست خارجی دولت رئیسی در مقایسه با دولت روحانی به «خبرسراسری» گفت: «رئیسی با این سیاست روی کار آمد که روابط با همسایگان را گسترش دهد و برجام را نه بر اساس آنچه آن ها وادادگی می گفتند بلکه بر اساس نظرات خود احیا کند و اقتصاد را منهی وابستگی به برجام تقویت کند.بخشی از دولت در ابتدا سعی می کردند که ابتدا تغییراتی در سیاست خارجی و داخلی دهند ولی بنظر می رسد به این نتیجه رسیدند که خیلی دستشان باز نیست و عملا همان چارچوب ها را سعی کردند که ادامه دهند ضمن اینکه باید توجه داشته باشید که دولت در ایران راجع به سیاست خارجی تصمیم گیر نیست و کارگزار است بنابراین نمی توان گفت که تغییر سیاست ها از سوی دولت صورت می گیرد لذا باید با این مسئله نیز در وعده های دولت توجه داشت».

وی در ادامه درباره علت عدم نتیجه برجام در دولت سیزدهم افزود: «می توان در ابتدا گفت کسانی که در دولت جدید مسئولیت ها را به عده گرفتند و قرار بود برجام را احیا کنند کسانی بودند که مخالفین برجام بودند و این برداشت را داشتند که می توانند بدون برجام کشور را اداره کنند یا امتیازات خیلی بیشتری از غرب بگیرند.نکته بعد اینکه تیم جدید در مقایسه با تیم قبلی از نظر حرفه ای و دانش و توانایی و تجربه قابل مقایسه نیست.دولت قبل از ابتدا در جریان مذاکره هسته ای بود و رئیس جمهور قبل سابقه مذاکرات خارجی را از قرارداد598 داشت و وزیر خارجه نیز یک دیپلمات توانمند بین المللی بود و تیم بین المللی سابقه کار مفصل داشت و به دانش سیاست خارجی مسلط بود اما تیم فعلی فاقد تمام این ها در تمام سطوح است لذا این ضعفی بود که موثر واقع شد.ضمن اینکه تیم دولت فعلی و هم طرف های مقابل خواسته های فرابرجامی مطرح کردند که از جمله عوامل به بن بست خوردن مذاکرات همین خواسته ها بود بخصوص پس از تجاوز روسیه به اوکراین تیم ایرانی گمان می کرد که می تواند یا با هماهنگی روسیه یا بدون هماهنگی با او می تواند امتیازات بیشتری بگیرد یا الان لزومی به توافق برجام نیست.این نگاه باعث شد برجام بعد از قضیه اوکراین عملا از دستور کار خارج شود و الان بنظر می رسد از دستور کار طرف مقابل نیز خارج شده است ضمن اینکه باید توجه داشت دستور کار دولت بایدن و اوباما کاملا متفاوت بود.اوباما علاقه مند بود برجام بدون توجه به سایر مسائل مورد اختلاف ایران و غرب به پایان برسد اما بایدن با توجه به موارد اختلافی قائل به گفتگو است و زمانیکه ایران مسائل فرابرجامی را مطرح کرد عملا طرف مقابل گفت مذاکره پیرامون ایران موکول به مذاکره در سایر موارد است».

محبعلی در پایان درباره ماهیت گرایش دولت رئیسی به کشورهای شرقی گفت: «گرایش به شرق از دو نگاه ناشی می شود اول اینکه روابط به علت عدم توازن و عدم وجود سیاست همه جانبه برای ارتباط با همه ی طرف های بین المللی و همینطور سیاستی که تحت عنوان مقابله با استکبار غرب،ایران انتخاب دیگری را برای ارتباط با جهان ندارد یعنی جمهوری اسلامی ناچار است در رابطه با جهان غرب را ببندد و ناچارا باید به سمت دیگری از جهان بروند.تصور جمهوری اسلامی این است که می تواند رابطه با شرق را جایگزین رابطه با غرب کند .بعد از فروپاشی شوروی نیز دیگر مفهوم شرق و غرب سیاسی وجود ندارد و مفهوم ایدئولوژیک دوران جنگ سرد تمام شده است.چین بهترین رابطه را با آمریکا دارد روسیه نیز همینطور که بالا ترین سطح صادرات را به اروپای غربی دارد.چینی ها نیز نگران جنگ اوکراین هستند.بنابراین همه دنبال ارتباط تجاری با غرب هستند اختلافات تجاری نیز وجود دارد که به ساختار سایسی چین و روسیه با غرب برمی گردد ساختاری که در آن اقتصاد آزاد وجود ندارد و این مشکلاتی هست که با غرب دارند.تصور ایران این است که روسیه و چین مشکلات هویتی با غرب دارند و فکر می کند رابطه با شرق جایگزین رابطه با غرب خواهد شد در حالیکه این واقعیت ندارد و همانطور که دیدیم ارتباط با چین تاثیری در رفع تحریم ها نداشت.نمونه این ارتباط کره شمالی است که بیشترین ارتباط را با چین دارد اما هیچ فرقی در وضعیت اقتصادی اش ایجاد نشده است و توسعه اقتصادی و سیاسی در آن کشور ایجاد نشده است».

آنچه دیگران میخوانند

دیدگاه تان را بنویسید