کد مطلب: 20930

«خبرسراسری» گزارش می‌دهد:

دوراهی‌ ناگزیر؛ غرب یا شرق؟

جنگ اوکراین در واقع دوراهی سیاست خارجی را برای ایران سخت تر و پررنگ تر کرد زیرا مشخص است که تحریم انرژی اروپا از سمت روسیه ای که بیش از 60درصد انرژی اروپا را تامین می کند در زمستان برای کشور های اروپایی که چندان تمرین شرایط سخت در سی سال اخیر نداشته اند باعث بروز بحران انرژی و نتایج مهمی در غرب خواهد شد.

گروه دیپلماسی سایت خبرسراسری: دوراهی‌های سیاست خارجی همواره در مسیر کشور های عدم تعهد وجود داشته است که برخی از این دوراهی ها موجب گشایش های اقتصادی و سیاسی و امنیتی شده و برخی از آن ها نیز با فرصت سوزی به یک تهدید و یا بعضا انتخاب از سر ضرر و اجبار تبدیل شده است.ایران نیز از این قاعده خارج نیست و بارها در چنین موقعیت هایی در پنجاه سال اخیر قرار گرفته است.شاید آخرین دوراهی بزرگی که ایران بر سر آن قرار گرفت در روند برجام بود،زمانیکه مذاکرات با تمام سختی ها و پستی و بلندی ها جریان داشت اما به یکباره جنگ روسیه و اوکراین آغاز شد و تمام معادلات را بر هم زد و مذاکرات وین را نیز برای تمامی کشور ها در اولویت های بعدی قرار داد و به نوعی با دو تلاش یکی در وین و یکی در قطر در نهایت مذاکرات به پایانی مبهم رسید.

از سوی دیگر جنگ اوکراین در واقع دوراهی سیاست خارجی را برای ایران سخت تر و پررنگ تر کرد زیرا مشخص است که تحریم انرژی اروپا از سمت روسیه ای که بیش از 60درصد انرژی اروپا را تامین می کند در زمستان برای کشور های اروپایی که چندان تمرین شرایط سخت در سی سال اخیر نداشته اند باعث بروز بحران انرژی و نتایج مهمی در غرب خواهد شد.در این بین کشور های اروپایی در تلاش برای تامین انرژی مصرفی خود از منابع متعدد هستند تا دوباره تجربه انرژی تک قطبی در روسیه تکرار نشود اما هنوز نتوانسته اند بطور کامل میزان انرژی مصرفی خود را بخصوص برای زمستان تامین کنند.به باور برخی کارشناسان ایران با افزایش تولید نفت می تواند پاسخگوی بخشی از این نیاز باشد اما با وجود تحریم ها،کارشکنی های غرب و ناتمام ماندن مذاکرات رسما ایران از یک نقطه امید برای غرب خارج شده است و در این بین ایران تصمیم گرفت در صحنه ی نبرد اوکراین در کنار روسیه بیاستد و نشست آستانه نشان داد روابط با پوتین شدت یافته است که گویای از دست رفتن امتیاز ایران برای غرب است.در گذشته نیز هر زمان که غربی ها در تعهداتشان دچار بدعهدی می شدند ایران به ناچار شرق را به عنوان جایگزین درنظر می گرفت و پس از حل مشکل با غرب به راحتی به جبهه شرق پشت می کرد مانند زمان امضا برجام که قرارداد های نفتی و گازی با چینی ها لغو و شرکت توتال فرانسه برای مدت اندکی جایگزین آن ها شد.امروز نیز چنین صحنه ای با اندکی تشابه در حال تکرار است اما نکته قابل توجه رفتار غرب در زمان‌هایی است که ایران سینگنال هایی مبنی بر گرایش بیشتر به شرق را صادر می کند مانند زمانیکه قرارداد 25ساله با چین مطرح شد و در همان بین دوباره سر و گوش غربی ها پیدا شد.اتفاقی که پس از سفر اخیر پوتین به تهران و امضا تفاهم نامه 40میلیارد دلاری نیز شاهد آن بودیم که پس از آن دوباره اتحادیه اروپا،وزارت خارجه آمریکا،فرانسه و برخی چهره های تاثیر گذار سیاست خارجی غرب شروع به صحبت از پذیرش توافق و ادامه مذاکرات کردند و ایران نیز بصورت غیررسمی از آن استقبال کرد.

این رفتار نشان می دهد که ایران هنوز دریچه غرب را کور نکرده است و شاید به فکر نوعی موازنه منفی میان شرق و غرب است اما نباید فراموش کرد که صحنه ی فعلی صحنه ی بازی ایران بین ابرقدرت ها نیست زیرا ما به تنهایی توانایی اداره و ادامه این بازی را نداریم و ابزار های آن نیز در شرایطی که یک جنگ عظیم در جریان است را در دست نداریم.اگر در کنار روسیه قرار بگیریم فقط در صورتی امتیازات شرق نصیب ما می شود که روسیه بتواند اروپا را در بحران انرژی تحت فشار جدی قرار دهد و جنگ را با پیروزی به پایان برساند و در غیر این صورت با پیروزی غرب در جبهه اوکراین فشار های غرب به حد شدیدی بر ایران افزایش می یابد و معلوم نیست در آن شرایط روسیه توانایی یاری رساندن به ایران را داشته باشد.اگر در کنار غرب برای تامین انرژی و خالی کردن پشت روسیه نیز قرار بگیریم که مسلما رفع تحریم ها و امتیازات اقتصادی را بدنبال خواهد داشت مشخص نیست روسیه چه برخوردی با ایران کند زیرا در صورت شکست اروپا آن وقت روسیه نه تنها در سوریه ایران را تحت فشار قرار خواهد داد بلکه خطرات جدی تری نیز در پیش است و تجربه اوکراین نشان داد غربی ها چندان به متحدانشان وفادار نیستند.

در نهایت ایران ناچار به اتحاد اساسی با یکی از طرفین است و سیاست بی طرفی در این بین دیگر خریداری ندارد و در این انتخاب تاریخی باید ببینیم که لبه ترازوی کدام طرف سنگین تر خواهد بود.

آنچه دیگران میخوانند

دیدگاه تان را بنویسید