کد مطلب: 17653

فرصت جدید ایران در مذاکرات وین

محمدصادق کوشکی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این نکته تاکید دارد که نمی توان بین تحریم ها تفاوتی قائل شد. اینکه تمرکز و موج سواری سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای روی سپاه پاسداران انجام شود و این گونه وانمود شود که تلاش جمهوری اسلامی و دولت رئیسی برای خارج کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از لیست گروه‌های تروریستی و لیست تحریم ها عامل اصلی در توقف و شکست مذاکرات وین است یک برنامه ریزی و جنگ روانی از طرف غربی هاست.

به گزارش خبر سراسری به نق از دیپلماسی ایرانی، طی روزها و هفته های اخیر تمرکز سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای پررنگی بر تلاش جمهوری اسلامی ایران با هدف خارج کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از لیست گروه‌های تروریستی آمریکا و همچنین لیست تحریم های ایالات متحده وجود داشته که سبب شده این سوال در ذهن به وجود آید که آیا عامل توقف در مذاکرات وین متاثر از این پارامتر است یا دلایل دیگری برای تاخیر در احیای برجام وجود دارد؟ اگرچه امروز (یکشنبه) گفت وگوهایی بین انریکه مورا، مذاکره‌کننده ارشد اروپایی با حسن امیر عبداللهیان، وزیر امور خارجه و علی باقری کنی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه و رئیس تیم مذاکره کنندگان در تهران انجام شد و قرار است مورا از تهران مستقیم راهی واشنگتن شود تا در خصوص برخی مسائل و اختلافات کنونی با محوریت خروج سپاه از لیست تحریم ها و گروه های تروریستی آمریکا میانجی گری کند، اما به نظر می رسد طبق گفته رابرت مالی، نماینده وزارت خارجه آمریکا در امور ایران در نشست دوحه قرار است که تحریم های سپاه پاسداران از جانب ایالات متحده کماکان حفظ شود. لذا چنین به نظر می رسد که کماکان این گره کور مذاکرات به قوت خود باقی خواهد ماند. پیرو نکته یاد شده دیپلماسی ایرانی برای پاسخ به این سوال که آیا تلاش جمهوری اسلامی برای خارج کردن سپاه از لیست سازمان های تروریستی آمریکا و لیست تحریم‌های ایالات متحده باعث توقف و سکون در مذاکرات احیای برجام شده است یا دلایل دیگری برای این مهم وجود دارد، گفت وگویی را با محمدصادق کوشکی، استاد دانشگاه و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی و بین‌الملل پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید:

در روزها و هفته های اخیر شاهد جریان سیاسی، دیپلماتیک و رسانه ای گسترده ای در خصوص دلیل یا دلایل توقف مذاکرات وین با هدف احیای برجام هستیم که محوری‌ترین دلیل ناظر به تلاش تهران برای خروج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از لیست گروه‌های تروریستی و تحریم های آمریکا است. این در حالی است که به گفته برخی از رسانه‌ها مانند رویترز، وال استریت ژورنال و همچنین به اذعان جین ساکی، سخنگوی کاخ سفید پیش از توقف مذاکرات وین، گفت وگوهایی با تهران در خصوص خروج احتمالی سپاه از لیست گروه‌های تروریستی آمریکا در جریان بود، اگرچه نهایتا عنوان شده که تهران پیش شرط واشنگتن برای خروج سپاه از لیست گروه‌های تروریستی و تحریم های آمریکا مبنی بر تعدیل توان موشکی و نفوذ منطقه ای این نهاد (سپاه) را نپذیرفتنه است. حال به باور شما اساساً خروج سپاه از لیست گروه‌های تروریستی و نیز لیست تحریم های آمریکا عامل توقف مذاکرات است؟

 

به هیچ عنوان. برای اینکه به درک درستی از موج سواری سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای روزهای اخیر از سوی آمریکایی ها در خصوص تلاش جمهوری اسلامی ایران با هدف خروج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از لیست گروه‌های تروریستی و لیست تحریم ها برسیم باید مروری به تحولات چند هفته گذشته داشته باشیم. واقعیت امر آن است که با توجه به شرایط جامعه جهانی به خصوص بعد از وقوع جنگ اوکراین اکنون بهترین شرایط برای جمهوری اسلامی ایران طی یک دهه اخیر به وجود آمده است که مواضع، امتیازات، انتظارات و خواسته های خود را در مذاکرات وین از طرف غربی و به خصوص آمریکایی ها بگیرد. یعنی طی ده سال اخیر تا به این اندازه فضای مناسبی برای امتیازگیری ایران از غربی ها شکل نگرفته بود.

اجازه دهید قدری روی همین نکته شما تمرکز کنیم. آیا منظور حضرتعالی این است که به دلیل نیاز آمریکایی ها برای تولید و صادرات نفت خام کشورهای مانند ایران، ونزوئلا و ... به واسطه وقوع جنگ اوکراین اکنون شرایطی به وجود آمده است که واشنگتن خود را نیازمند به تهران می داند، به خصوص که در سوی دیگر به دلیل اختلاف نگاه واشنگتن - ریاض بر سر نحوه مذاکرات دولت بایدن عملاً عربستان پاسخ منفی قاطعی به درخواست ایالات متحده برای افزایش تولید نفت خام با هدف جایگزین کردن انرژی روسیه داده است؟

ببینید مسئله نیاز فعلی آمریکا به توان تولید و صادرات نفت ایران در پی وقوع جنگ اوکراین با هدف حذف انرژی روسیه از بازار جهانی یکی از پارامترهایی است که اکنون شرایط مناسبی را در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار داده که بیشترین امتیاز را از غربی ها در مذاکرات بگیرد، اما واقعیت آن است که پارامترهای متعدد دیگری هم بعد از وقوع جنگ اوکراین شکل گرفته است که سبب شده اکنون بهترین وضعیت در اختیار جمهوری اسلامی ایران برای گرفتن بیشترین امتیاز و دادن کمترین تعهد به وجود آید. 

 

پس باید پرسید سایر پارامترها چیست؟

مهمترین پارامتر آن است که دولت جو‌ بایدن علیرغم دادن وعده های مختلف تا به اکنون در حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی به یک موفقیت ملموس و دستاورد قابل دفاعی دست پیدا نکرده است. بنابراین دولت جو‌ بایدن در آستانه برگزاری انتخابات میان دوره‌ای کنگره برای حفظ کرسی های حزب متبوع خود (دموکرات ها) باید یک موفقیت و دستاورد عملی در حوزه سیاست خارجی به دست آورد تا بتواند از زیر فشار انتقادهای داخلی خارج شود. در شرایطی کنونی و از نگاه جو بایدن مهمترین دستاورد حوزه سیاست خارجی آن است که بتواند ایران را دوباره ملزم به پیگیری تعهدات برجامی کند. در کنار آن اکنون وقوع جنگ اوکراین و تقابل همه جانبه غرب با روسیه سبب شده است که ارکان مذاکرات برجام و دیگر تعهدات چند جانبه به شدت سست شود.

چرا؟

 

چون به واسطه وقوع جنگ اوکراین اکنون بین اعضای ۱+۵ یک تنش جدی و شکاف بزرگ شکل گرفته است. در حال حاضر این تنش سبب شده که مذاکرات برجام از یک پدیده واحد دیپلماتیک به یک پدیده دو قطبی بدل شود. یعنی اکنون چیزی به نام ۱+۵ در قالب یک واحد دیپلماتیک منسجم وجود ندارد، بلکه ۱+۵ جای خود را به ۲ در برابر ۴ قرار داده است که در یک طرف چین و روسیه در یک قطب و آلمان، فرانسه، انگلستان و ایالات متحده در قطب مقابل قرار دارند. این در حالی است که طی سال‌های اخیر، حداقل در خصوص مذاکرات هسته‌ای با جمهوری اسلامی ایران علیرغم برخی اختلافات هیچگونه شکاف و قطب بندی بین عمیقی بین اعضای ۱+۵ وجود نداشت. چرا که اعضای ۱+۵ تمایل جدی داشتند که به ادعای خود ایران را از رسیدن به نقطه گریز هسته‌ای دور کنند. اما بعد از جنگ اوکراین شاهد یک شکاف و دو قطبی بی سابقه در میان اعضای ۱+۵ هستم که بهترین فرصت را پیش روی ایران قرار داده که بتواند بیشترین و متنوع‌ترین امتیازات خود را از مذاکرات با طرف غربی و به خصوص آمریکایی‌ها به دست آورد و در عین حال کمترین امتیازات و تعهدات را بدهد.

حال باید پرسید که مسئله خروج پاسداران انقلاب اسلامی از لیست گروه‌های تروریستی و لیست تحریم های آمریکا چگونه به شرایط جدید ناشی از جنگ اوکراین ارتباط پیدا می کند؟

همان طور که قبلا هم عنوان داشتم چون در وضعیت کنونی دولت بایدن در آستانه انتخابات کنگره هیچ دستاورد قابل دفاعی در حوزه سیاست خارجی ندارد و از طرف دیگر کاخ سفید با هجمه گسترده جریان جمهوری خواه و رسانه های داخلی مواجه است و مضافا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هم در یک شکاف معنادار با واشنگتن قرار دارند و همچنین قطب بندی بی سابقه ای در میان اعضای ۱+۵ به وجود آمده، دولت بایدن به ناچار به این سمت رفته است که از بین انبوه مسائل موجود در مذاکرات وین تمرکز و یا بهتر بگویم موج سواری سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای روی خواسته جمهوری اسلامی ایران برای خروج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از لیست گروه‌های تروریستی و لیست تحریم‌های آمریکا داشته باشد.

 

دلیل این تمرکز و موج سواری دولت بایدن روی سپاه چیست؟ 

دلیل تمرکز واشنگتن روی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آن است که سعی دارد اینگونه وانمود کند که اگر دولت بایدن این مهم و درخواست ایران را با محوریت خروج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از لیست گروه‌های تروریستی و لیست تحریم‌های آمریکا بپذیرد در حقیقت امتیاز گسترده‌ای به طرف ایرانی داده است، لذا باید جمهوری اسلامی در مسیر ایالات متحده برای احیای برجام حرکت کند تا در نهایت کاخ سفید شرایط را مصادره به مطلوب کند.

با این حال جناب کوشکی به گفته مقامات کاخ سفید مذاکراتی با جمهوری اسلامی ایران در خصوص خروج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از لیست گروه‌های تروریستی و لیست تحریم‌های آمریکا شکل گرفته بود که با تکذیب تهران هم مواجه نشد که نشان می دهد اصل و نفس این مذاکرت وجود داشته است، اگرچه در نهایت به نظر می رسد این مذاکرات هم به دلیل رد درخواست واشنگتن از جانب تهران در خصوص تعدیل رفتار سپاه با شکست همراه شده، اما باید پرسید که آن مذاکرات که احتمالاً می تواند در آینده نزدیک از سر گرفته شود، مذاکراتی مکمل با هدف احیای برجام است یا مذاکرات مستقل یا تلاشی برای شکل گیری برجام ۲، ۳ و ... در خصوص نفوذ منطقه ای و توان موشکی ایران است که همه آنها زیرنظر سپاه انجام می شود؛ مسائلی به نظر می رسید جزء خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران باشد، ولی مذاکرات برای خروج سپاه از لیست تحریم های امریکا نشان می دهد که ایران از برخی خط قرمزهای خود در دولت روحانی با روی کار آمدن دولت رئیسی عدول کرده است؟

در این سوال شما چند نکته مهم وجود داشت که باید تک به تک پرداخت. اول اینکه مسئله خروج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از لیست گروه های تروریستی و لیست تحریم های آمریکا را، نه می‌توان مذاکراتی مستقل دانست و نه می‌توان مذاکرات در قالب برجام ۲، ۳ و ... در نظر گرفت. حتی نمی توان آن را مذاکرت مکمل برای احیای برجام دانست. 

به چه دلیل؟

چون جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا بر این نکته تاکید داشته و دارد که برای احیای برجام، ایالات متحده آمریکا باید تمام تحریم های اعمال شده علیه جمهوری اسلامی ایران را لغو کند و در ادامه تهران هم در یک ساز و کار مشخص و زمان مند بتواند لغو تحریم‌ها را مورد راستی‌آزمایی قرار دهد و در کنار آن باید تعهدات و تضمین های لازم برای عدم خروج مجدد آمریکا با تغییر دولت‌ها از برجام داده شود. بنابراین باید تمام تحریم های کنونی جمهوری اسلامی ایران برداشته شود، چه خروج سپاه از لیست سازمان های تروریستی و لیست تحریم‌های آمریکا  و چه سایر تحریم های دیگر علیه ملت ایران؛ تحریم، تحریم است. فرقی بین این تحریم و آن تحریم وجود ندارد. چرا که نفس وجودی تحریم نافی منافع ماست و برای ما ضرر دارد. پس نمی توان بین تحریم ها تفاوتی قائل شد. اینکه تمرکز و موج سواری سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای بر روی سپاه پاسداران انجام شود و اینگونه وانمود شود که تلاش جمهوری اسلامی و دولت رئیسی برای خارج کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از لیست گروه‌های تروریستی و لیست تحریم ها عامل اصلی در توقف و شکست مذاکرات وین است یک برنامه ریزی و جنگ روانی از طرف غربی هاست. چون همان گونه که گفتم برای جمهوری اسلامی ایران تفاوتی بین تحریم ها وجود ندارد. لذا هرگونه تحریم علیه ایران، چه پس از برجام و چه قبل از برجام باید لغو شود، تاکید دارم لغو شود، نه تعلیق زمان دار. در ادامه لغو تحریم ها مورد راستی‌آزمایی قرار گیرد و در نهایت هم تضمینی از جانب آمریکا برای عدم خروج مجدد از برجام داده شود.

 

آنچه دیگران میخوانند

دیدگاه تان را بنویسید